سوال پیچ

پزسش هایی که ذهن مرا به خود مشغول ساخته و می خواهم بدانم دیگران در مورد آنها چه می اندیشند

665: خواستگاری منجر به خلاف کاری

665: خواستگاری منجر به خلاف کاری

شخصی عاشق یک دختری است ولی وقتی به خواستگاری آن دختر می رود پدر آن دختر شروط سنگین مالی برای آن پسر تعیین می کند

آن پسر هم  که شدیداً عاشق آن دختر است  نمی تواند از آن دختر دل بکند و لذا تصمیم می گیرد هر طوری شده  خواسته های پدر آن دختر برای ایجاد یک زندگی مرفه برای وی را برآورده سازد

همین امر باعث کشیده شدن آن پسر به راه های خلاف برای به دست آوردن پول لازم مورد نظر پدر آن دختر شده و درنهایت موجب کشیده شدن آن پسر به ارتکاب جرائم و انحرافات و حبس ونظایر آن می شود

به نظر شما در این مورد مقصر اصلی کیست و دلیلتان  چیست

پدر آن دختر که این شروط را گذاشته

خود آن پسر که حاضر است برای به دست آوردن دختر تن به هر کاری بدهد

دختر که در برابر خواسته پدرش حرفی نزده است

خانواده هر دوطرف که به جای تلاش برای نزدیکی و عشق باعث قرار دادن این شروط  شده اند

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرسشگر  | 

664: حق انتخاب دین

 

664:  حق انتخاب دین

اگر شما در حصوص دین خود حق انتخاب داشتید از میان گزینه های زیر کدام گزینه را برمی گزیدید و دلیلتان چیست

1: همین دینی که دارم و دین دیگری انتخاب نمی کردم

2: دین دیگری غیر از دینی که الان دارم انتخاب می کردم

3: کلاً دینی انتخاب نمی کردم

4: این مساله برای من چندان تفاوتی نمی کند

 

 m

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرسشگر  | 

663: لباس مارک دار

663: لباس مارک دار

چرا بعضیا وسواس دارن فقط و فقط لباس مارک دار بپوشن و حتی اگه پولم نداشته باشن حاضرن پول خرج کنن یا حتی از مارکای تقلبی استفاده کنن که فقط بگن مارک دار پوشیدیم

این سوال به درخوایت خانم مریم مطرح شده است

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرسشگر  | 

662: آموزش جنسی

 

662: آموزش جنسی

چرا بعضی خانواده ها نسبت به آموزش مسایل جنسی برای بچه هاشون کوتاهی میکنن و نسبت به این مسایل واکنش بد نشون میدن بنظرتون از چه سنی خوبه یاد بگیرن چرا خانواده ها مخفی کاری میکنن که بچه ها برن از طرق یاد بگیرن و بدتر بشه

این سوال به درخوایت خانم مریم مطرح شده است

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرسشگر  | 

660: موانع قومی در ازدواج

660: موانع قومی در ازدواج

من دختری هستم که در دانشگاه با آقایی آشنا شدم و به شدت به هم علاقه داریم اما مشکل اینجاست که من در قومی زندگی زندگی میکنم که ازدواج با غیر از خودمون به شدت نهی شده....

اگر پسر بودم حداقل فقط از خانواده طرد میشدم اما دخترم و هیچ اختیاری ندارم حتی منو تهدید کردن به کشتن. شاید باور نکنید اما در قوم ما اینکار گناه بزرگیست و من موندم بین علاقم و این تعصبات قومی و قبیله ای....

این سوال به درخواست شخصی که خود را........ معرفی کرده مطرح شده است

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرسشگر  | 

661: دوستی با چند نفر در آن واحد

661: دوستی با چند نفر در آن واحد

چطور بعضیا میتونن در آن واحد با چندنفر دوس باشن

و به همشون فکر کنن یعنی میگم از نظر وجدانی چطورین؟؟

من بعضی دوستامو میبینم که هر دفعه با یکی دوست میشن

مثلا دو سال با یه پسر سال بعد یکی و همینطور تا ...

تازه با قصد ازدواج با هم دوس میشن

من واسم عجیبه چطور اینقدر راحت میتونن فراموش کنن رابطه رو کات کنن و ....

یعنی اینقدر راحته؟؟؟؟

این سوال در واقع سوال مشترک خانم مریم و شخصی است که خود را به صورت سه نقطه ...  معرفی کرده است

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرسشگر  | 

659: تعصب

659: تعصب

شما چه تعریفی از تعصب می توانید ارائه دهید

آیا به نظر شما کلاً تعصب داشتن اشکال دارد و یا اینکه وجود آن لازم است و تا چه میزان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرسشگر  | 

658: سریال ها و مشاوره روان شناسی

 

658: سریال ها و مشاوره روان شناسی

در فیلمها و سریالهای ایرانی ما در این اواخر شاهد رشد روز افزون این طرز فکر هستیم که در آنها چنین القا می شود که وجود مشاور و روان شناس برای افراد لازم است و حتی به طرق گوناگون مردم را به رفتن نزد مشاور روان شناس تشویق می کنند

به نظر شما علت روی کرد فیلمها و سریالهای ایرانی به مشاروه روانشناسی و تشویق بر آن چیست

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرسشگر  | 

657: طرز بیان

657: طرز بیان

کسانی که به اروپا و آمریکا رفته باشند و کلا در نزد خیلی از اقوام ، معمول و متداول است که حرف و سخن را رک و بی پرده به طرف بگویند والبته همه این رفتار را پذیرفته اند و طرف مخاطب هم از این برخورد ناراحت نمی شود.

اما سوال اینجاست که در ایران در بسیاری از موارد و کلا عرف و عادت حاکم به گونه ای است که مردم چندان از شنیدن حرف رک و بی پرده خوششان نمی آید و همواره در هر زمینه ای از خواستگاری گرفته تا برقراری دوستی و حتی زمانی که می خواهند از کسی ابراز ناراحتی و خرده گیری کنند اقدام به مقدمه چینیها و لفاظیهای طولانی می کنند و بیشتر به این گونه طرز سخن گفتن تمایل دارند .

به نظر شما علت این رفتار در نزد ایرانیها ریشه در چه امری می تواند داشته باشد

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرسشگر  | 

656: جشنواره سینمائی و دهه فجر

656: جشنواره سینمائی و دهه فجر

با امدن دهه فجر همواره جشنواره های سینمائی نیز رونق می یابند

معمولاً فیلمهای تعدادی از این جشنواره ها طوری است که تنها در همان جشنواره و به مقیاس محدود و آن هم تنها برای کارشناسان سینمائی پخش می گردد

نظر شما در مورد این گونه جشنواره ها چیست

ایا باعث اعتلای سینمای کشور می شوند

آیا بهتر نیست که فیلمهای جشنواره  ها به نحوی در دسترس همگان قرار گیرد و یا اینکه بهتر است به همین روش و در مقیاس محدود پخش شوند

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرسشگر  | 

بدون شرح

 

 

 

بدون شرح

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرسشگر  | 

عدم دخالت

 

 

 

عدم دخالت

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرسشگر  | 

تازگیها چه خبر؟

تازگیها چه خبر؟

 

ای بابا خبری نیست هر چی هست از دوستانه آخه خبرها دست اونهاست.

خانم می و صندرا که ازدواج کردند و معمولاً دخترها تا وقتی ازدواج نکردند توی وبهای مختلف فعالند اما تا ازدواج می کنند خودشونو از همه چیز می کشند کنار که مبادا مورد سوء ظن از سوی در و همسایه و اهالی محل و فک و فامیل قرار بگیرند.

ندا که این اواخر کم پیداست معلوم نیست داره چکار می کنه کلا کارهاش مرموزه تازه وقتی میاد مدام میگه با فلانی موافقم مبادا زیاد به انگشتهاش روی کیبورد فشار وارد بیاد.

دخترخالش رها هم که وبلاگش رو حذف کرده اون هم علتش معلوم نیست.

صادقانه هم مدام داره به این و اون آب قند میده گویا کارخانه اب قند سازی وا کرده البته بعضی وقتها خیراتی هم میده اما خوب دچار نوعی بیماری روحی روانی شده به نام کل کلیسم که به نقطهء حاد خودش رسیده  خدا شفاش بده.

سایه هم مشغول سفسطه و مغلطه بازی بر اساس آموخته های فلسفی خودشه و کلا به نحوی داره همه رو می پیچونه الیته به من نمی رسه چون سوال پیچ منم نه اون و اینکه گویا با سارینا هم سر  و سری داره.

البته سارینا بهم گفت به بهانه اینکه من میام پیشش اونو هم  با خودم ببرم پیشش تا درمان اساسی بشه .

این سارینا که هنوز نیومده خودشو دختر خاله حس می کرد این اواخر نمیاد تنها بعضی وقتها میاد یه خودی نشون میده و میره اخه بیچاره پرستاره چکار کنه دیگه باید به مریض هاش برسه ، سارینا  جان بهت در مورد بیماری ابولا هشدار میدم.

جناب زاحل هم که مثل همیشه کم حرف و کم پیداست .

ستایش جون هم که یه ویلاگ گروهی باز کرده بود گویا از طریق چت و مسنجر گرفتار افراد نایاب شد و یهوئی وبلاگش رو حذفید یعنی حذف نمود.

نسیم و برا بچه ها هم که یه روز هستند و میان خاطراتشونو از دوران شیرین دانشگاه و پسرهای دانشگاه تعریف می کنند و یه دفعه چند ماهی نیستند البته گویا جریان خواستگاری و ازدواج هم جدی شده اینها همونهائی هستند که می گقتن سرمون بره با هیچ پسری حرف نمی زنیم.

این ح هم که هنوز زبونش یسته است و وا نمیشه البته بهش گفتم بیاد پیش من فارسی یاد بگیره اما خوب پشت گوش میندازه.

حورا هم می خواد مدام جای بچه های خالی رو پر کنه اما خوب خیلی حساسه و مدام میگه فلانی چرا این حرف رو به من زد خوب دختر جون تو می خوای توی یه جامعه بی رحم و سنگ دل زندگی کنی فردا چطوری می تونی توی این جامعه دوام بیاری اون هم با این حساسیت و زود رنجیت !

فاطیما هم که این چندمین باره داره میره هی مدام میگه دارم میرم خداحافظ و حلالم کنید خلاصه از ما اصرار بر بقا و از ایشون اصرار بر فنای وبلاگ این اواخر هم خیلی به چشماش فشار آورد .

مسیح هم که این اواخر اومده میاد به یکی دو تا سوال بر حسب اینکه میلش به سمت کدوم سوال کشیده میشه جواب میده.

یه سری هم بدون ایمیل و نشونه و وب هستند از جمله صحرا و نسیمه که اینها هم میان و نظرات خودشان را در وبلاگ منورمان ارائه میدهند.

خطیبی و نازنین دختر بابا و آذرخش هم که مدتهاست که نیستند.

راستی اسم دو نفرو یادم رفت

جناب گارگین که از اول با ما بود و از اون دسته ادمهاست که میگه ما بودیم و هستیم و خواهیم بود

شخصی هم به نام خانم مریم هست که این اواخر سوالات زیادی مطرح کرده که برخی از اونها رو که تکراری یا زیاد تکراری نباشه مطرح خواهم کرد

خواننده های خاموش هم داریم که میان کامنت خصوصی میزارن که معروف ترین اینها خانم مهری از ویلاگ عیاران مهر هست که گویا نمی خواد خودش رو همسطح دیگران بدونه برای همین کامنت خصوصی میزاره

رباب همکه یه مدتی هنوز سوالات جدید رو نزاشته بودم می وامد جواب می داد اما مدت زیادیه که نمیاد مرتب هم  بهانه میاره که حال ندارم حوصله ندارم بالاخره کی می خوای حوصله پیدا کنی؟

 

غیر از این چند سطری که با دست میارکمان بر روی ورد و سپس کادر وبلاگمان در بلاگفا آذین نمودیم دیگرخبری نیست.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرسشگر  | 

655: تحقیق در خواستگاری

 

655: تحقیق در خواستگاری

در بین مردم ما رسم است که در صورتی که پسری از دختری خواستگاری کرد خانوادهء دختر شروع به پرس و جو از اهالی محلی که منزل یا محیط کار ان پسر در آنجاست کرده و یا اصطلاحاً در باره پسر تحقیق می کنند

با توجه به اینکه این تضمین وجود ندارد که هر کسی در باره آن پسر راست بگوید و یا رقابت و کینه و خصومت بین آن پسر و آن فرد مورد تحقیق باشد نظر خود در مورد تحقیق در خواستگاری و جوانب مثبت و منفی آن را بیان نمائید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرسشگر  | 

654: ارتباط قانون و عدالت

 

654: ارتباط قانون و عدالت

چه ارتباطی بین قانون و عدالت وجود دارد

کدام گزینه صحیح است در باره آن توضیح دهید

1:هر قانونی همراه  با عدالت است و الزاماً باید رعایت شوند

2: هیج قانونی همراه با عدالت نیست و الزامی برای رعایت آن نیست

3: برخی از قوانین و نه همه آنها توام با عدالت هستند ولی ما ناگزیریم که همه آنها را چه خوب و چه بد رعایت کنیم

4: برخی قوانین توام با عدالتند و برخی نیستند و ما تنها باید قوانین عادلانه را رعایت کنیم و از رعایت قوانین ناعادلانه سر باز زنیم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرسشگر  | 

653: حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو

 

653: حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو

این از ابیات دیوان شمس مولوی است

به نظر شما چرا مولوی دیوانگی را تشویق کرده  و عقل را نوعی حیله گری دانسته که باید یک عاشق آن را رها کند

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرسشگر  | 

652: امر به معروف و نهی از منکر

652: امر به معروف و نهی از منکر

گفته می شود که این امر یک حکم و تکلیف شرعی است  که تبعاً همگی شما کمابیش با آن اشنا هستید

به نظر شما اساساً این حکم می تواند یک حکم شرعی باشد و اگر هست تا چه میزانی باید اجرا شود و شرائط اجرای آن چگونه است

آیا ارتباطی بین این حکم و بالا رفتن فرهنگ یا رعایت قانون وجود دارد

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرسشگر  | 

651: ازدواج موقت

651: ازدواج موقت

نظر شما در باره ازدواج موقت یا صیغه چیست

آیا این امر می تواند وسیله ای در جهت دوری جوانان از ارتکاب گناه باشد دلائل خود را بیان کنید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرسشگر  | 

650: کم سواد دانستن مخالف

 

650: کم سواد دانستن مخالف

چرا ما وقتی با نظر مخالف خودمون رو به رو میشیم مدام سعی می کنیم با حرفهامون طرف رو محکوم به کم سوادی و کم اطلاعی کرده و یا اینکه مدام این گفته رو تو سرش می کوبیم که حرفهات بدون سند و دلیله و هر چی ما میگیم کاملاً مستند و مبتنی بر مدرکه

چرا ما دوست داریم  حرف طرف مخالف خودمون رو مدام  بی دلیل جلوه داده و از اینکه کسی با حرفهامون مخالفت  کنه زود عصیانی شده و از کوره در میریم.

به نظر شما این امر ریشه در گذشته ها داره و یا نوع تعلیمی که به طور همگانی به ما ارائه شده یا عوامل دیگری در این امر دخیل هستند

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرسشگر  | 

649: ازدواج یک معامله

 

649: ازدواج یک معامله

با توجه به اینکه ازدواج یا نکاح هم یک عقد است وطرفین در آن متعهد به پرداخت مهریه و نفقه در ازای انجام وظایف زناشوئی می شوند آیا به نظر شما ازدواج هم نوعی معامله تجاری نیست

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرسشگر  | 

648: هر چی قسمت باشه

 

648: هر چی قسمت باشه

شما تا چه حد به قسمت معتقدید

آیا تنها قسمت است که بر انسان حاکم است یا انسان هم دارای اراده است و خود می تواند قسمت خود را تعیین کند

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرسشگر  | 

647: اعتدال دینی

 

647: اعتدال دینی

منظور از اعتدال دینی دقیقاً چیست و آیا در کشور ما و در کل دنیا اعتدال دینی بیشتر حاکم است یا افراط گرائی دینی

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرسشگر  | 

646: شریک اگه خوب بود

646: شریک اگه خوب بود

خیلی وقتهاما این اصطلاح را بویژه وقتی رابطه بین دو یا چند شریک شکر آب می شود می شنویم که اگرشریک خوب بود خدا هم شریک می داشت

با توجه به اینکه در سیستم تجاری و اقتصادی امروزی کارها عمدتاً به صورت شراکت است و چاره ای جز این نیست و از طرف دیگر در بسیاری از موارد در همین شرکتها انواع و اقسام سوء استفاده ها و کلاه برداریها صورت می گیرد چاره کار چیست

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرسشگر  | 

مشکل ما ایرانیا

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرسشگر  | 

خوش تیپ

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرسشگر  | 

چند کلمه

 

چند کلمه

سلام به همگی

وقفه ایجاد شده در یه روز رسانی و آپ کردن اخیر کمی طولانی شد که البته عذر بنده را بپذیرید و اگر کامنتهای من باعث کدورتی در شما شده عذرخواهی بنده رو پذیرا باشید.

خوب هر چقدر جلوتر میریم طرح سوال دشورارتر میشه یرای اینکه خیلی از سوالات قبلاً طرح شده و تعدادی از اونها چندین بار به عناوین مختلف مطرح شده اند.

الیته من خودم گفتم که سوال پیشنهادی هم قبول می کنیم که قبلا باز بد نبود اما در این اواخر خیللی کم شده.

قبل ار پاسخ گوئی به سوالات لازمه مطلبی رو پیش از اینکه شما خودتون به زبون بیارید من خودم بگم.

در این سری از سوالات هم تعدادی از اونها در مورد ازدواجه و شما اگه مایلید به اونها جواب بدین ولی اگه مایل نیستید لطفا دیگه انقدر سرزنش نکنید که چرا سوالات بیشتر در مورد ازدواجه و مثالهم.

من بارها گفتم سوالات من سوالاتی است که ذهن منو به خودش مشغول کرده که یکی از مهم ترین این مسائل عشق و ازدواج و خواستگاری و نامزدیه

در آخر فرارسیدن ایام کریسمس و سال نوی میلادی رو به مسیحیان و بخصوص گارگین و مسیح تبریک میگم

 

والسلام

عزت زیاد

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرسشگر  | 

645: رسیدن به کسی به قیمت بر هم زدن رایطه

 

645: رسیدن به کسی به قیمت بر هم زدن رایطه

شخصی عاشق دختری است و حتی آنها با هم عقد کرده اند ولی دوست آن دختر به هر راهی متوسل می شود تا رابطه آن دو را بر هم زده تا آن پسر متعلق به او شود

به نظر شما آیا عشق این دختر قابل تقدیر است و یا قابل نکوهش

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرسشگر  | 

644: زرنگ بودن

 

644: زرنگ بودن

این اصطلاح را همه ما شنیده ایم که می گویند فلانی زرنگ نیست و اگر زرنگ باشی خیلی راحت می توانی کار پیدا کنی و یا به پست و مقام برسی ولی تو زرنگ نیستی

آیا به نظر شما همه می توانند زرنگ باشند و ایا اساساٌ  زرنگ نبودن می تواند یک ایراد در یک شخص باشد و یا اینکه این حرف تنها وسیله ای برای تبرئه جامعه از مسئولیت است

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرسشگر  | 

643: کشتن حس عشق

 

 

643: کشتن حس عشق

یکی از دوستانم چند مدتی است بسیار ناراحت است و از من کمک خواسته من هم چاره را در مطرح کردن این مساله به صورت سوال دانستم

وی مدت یک سال با دختری آشنا شده بود که دختر بسیار خوبی بود این دختر اصلا مادی نبود یعنی معیار وی دوست داشتن بود نه مادیات اما خوب بین این دو نفر فراز و نشیبهائی بوده  به عنوان نمونه مدتی از هم ناراحت بودند به خاطر اینکه گمان می کردند که هر کدام دوست دیگری دارد و نظایر آن 

البته دوستم  مدتی به خاطر مشکلاتی که برایش  اتفاق افتاد نمی تواند رفتار گرمی با این دختر داشته باشد و رفتارش رو به سردی گرائید اما آن دختر همچنان به عشقش پابیند بود . این وضعیت مدتی طول کشید  و همواره اینها باز با هم خوب می شدند تا اینکه یک مدت این سردی در دوستم بیشتر طول کشید البته به خاطر مسائل و مشکلات زندگی ولی این دفعه دوستم پیش قدم شد و با کلی پشیمانی و عذرخواهی از دختر اما دختر به وی گفت که تو عشق را در من کشتی چون وقتی با تو آشنا شدم عشق در من زنده شد اما وقتی رفتارهای سرد تو را دیدم و اینکه به برخی از احساسات من توجهی نداشتی اکنون  عشثق در من مرده است

دوست من هر کاری می کند و به هر دری می زند و حتی بارها به ان دختر گفته که هر طوری او خواست همان گونه می شود اما این دختر مهربان دیگر آن روحیه را در خود ندارد

دوستم احساس می کند به عشق  او روز به روز بیشتر محتاج تر می شود و اگر مدتی سردی بود نه به خاطر عشقش که به خاطر شرائط بود و واقعا و از ته دل این دختر را دوست دارد زیرا دوستم بارها عصبانی شده و حتی شده با این دختر بد حرف زده ولی این دختر هیچ گاه شخصیت دوست مرا خرد نکرده و همیشه با احترام با وی برخورد کرده است

از طرف دیگر دختر  به او گفته چون به من مدتی توجهی نداشتی با شخص دیگری نامزد کرده ام

از اینکه ماجرا طولانی شد از شما عذرخواهی می کنم

دوستم در وضعیت روحی مناسبی نیست و مدام خود را سرزنش می کند که این خود او بوده که عشق را در این دختر کشته و از این بابت مقصر است و خودش را نمی بخشد اما دیگر کار از کار گذشتاه است

از شما درخواست می کنم اگر راه حالی برای رسیدن وی به عشقش می شناسید ارائه دهید

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرسشگر  | 

642: زیاد شدن دست

 

642: زیاد شدن دست

از یک طرف ما شاهد افزایش بی رویه متقاضیان کار و دانشگاه دیدگان و قشر تحصبل کرده هستیم و از طرف دیگر در مورد هر شغل و کاری که می اندیشیم می بینیم اصطلاحاً دست در آن کار بسیار زیاد شده به عنوان نمونه چندین دفتر اسنداد رسمی یا دفتر وکالت  تنها در یک خیابان و یا ده تا سلمانی و پانزده تا بغالی در یک محله و یا خیابان

این درست است که  این امر می تواند برای مصرف کننده خوب باشد اما تبعا قشر عظیم متقاضی کار خود به خود با وارد شدن به بازار کار چه در میان تحصبل کرده ها و یا دیگران باعث افزابش دست در کار شده و تبعا سودی که از مشاغل عائد افراد می شود روز به روز کمتر خواهد شد

شما برای این معضل چه راه حلی پیش بینی می کنید

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرسشگر  | 

مطالب قدیمی‌تر